تبليغاتX
افسون زمین - زیر رگبار ترانه


افسون زمین

اندیشه های یک زمینی

پیام

از بین همه کتاب‌ها تاریخ رو که برداری، ورق ورق بزنی‌ و برسی‌ به ایران، یه سری صفحهٔ سبز و سفید و قرمز میاد … کلی‌ اتفاق، کلی‌ شگفتی …

لای همه این خط‌ها اما این یک جمله صداش خیلی‌ از بقیه بلند تره: “از هر بدی بدتر هست!”

جمعه

چهار سال پیش، جمعه وقت رفتن بود، موسم دل کندن بود.

امروز، پشت قاب خیس این پنجره ها، عکسی‌ از جمعه غمگین می‌‌بینم

و چه سبزه به تنش رخت عزا …

هزینه

قمار، دین و قدرت در یک چیز مشترک هستن،

حتی باهوش‌ترین آدم‌ها هم به راحتی‌ حاضر میشن هر هزینه‌ای به پاشون بپردازن!

ابتذال سیاسی

لطفا هرچه سریع‌تر استفاده از عبارت‌های بی‌معنی‌ای مثل «تخریب»، «لجن‌پراکنی» و «سم‌پاشی» رو متوقف کنین. کم‌کم دارن حال آدم رو به هم می‌زنن.

ای ملت اساطیری

ای ملتی که دو هزار و پونصد سال فرهنگ و تمدن دارین!
هر موقع یاد گرفتین که گاهی سر بعضی جمله‌هاتون یک «به نظر من» هم اضافه کنین، اون وقت بیاین از فرهنگ و تمدن صحبت کنیم ببینیم چی می‌گین.
اون ملتی که مردم‌اش هنوز با اطمینان تمام می‌گن «حرفت درسته» یا «حرفت غلطه» و هنوز نمی‌گن که با کدوم معیار فهمیدن که حرف درست یا غلط بوده، همین ملت ما هستن. وضعیت چنین ملتی هم که اظهرمن‌الشمس هست.

اساس کشون

این اسباب کشی‌ هم عالمی داره ها … می شینی‌ دونه دونه کاغذ‌ها و یادگاری‌ها و هدیه‌ها و عکس‌ها رو از زیر گرد و خاک می‌‌کشی‌ بیرون و دیقه به دیقه میگی‌: هی‌، یادش بخیر..

دوره‌های زندگیت یکی‌ یکی‌ میان جلوی چشمت .. آدم‌هایی‌ که باهاشون می‌‌گشتی، کتاب‌هایی‌ که می‌‌خوندی (یا می‌‌خریدی و نمی‌‌خوندی!!)، عکس‌هایی‌ که قایم کردی لای صد تا چیز، یادگاری‌ها … درس‌هایی‌ که تند و تند پاس کردی، دردسرها، دل تنگی‌ها .. همش دو روزه میان از جلو چشمت رد می شن و باز می‌رن تو کارتن تا اسباب کشی‌ بعدی …

 سفر

دو جور سفر داریم.
یکی‌ سفر به یه جایی‌، یکی‌ سفر از یه جایی‌!
اولی‌ خب خیلی‌ معقوله … میری سفر که یه جایی‌ رو ببینی‌، یه کسی‌ رو ببینی‌، تو یه برنامه‌ای شرکت کنی‌ …
گاهی‌ اما آدم دلش می‌خواد فقط بره! هر چی‌ فکر می کنی‌ به کجا؟ می‌‌بینی‌ وقعا فرق نمی‌‌کنه .. می‌خوای فقط بری [...]

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت 12:56 توسط شباویز| |


:قالبساز: :بهاربیست: