تبليغاتX
افسون زمین - زندان- به یاد استاد نعمتی


افسون زمین

اندیشه های یک زمینی

ماه در زندان قصر کهکشان

شب به سنگ ابرها سر می نهد

در دل میخانه خلق بی پناه

گریه ها را رنگ مستی می دهد

در سکوت شوم دریا موج ها

برده سر در زیر بال آبها

چشم زورق ها نمی تابد دگر

بر فراز قله ها خیزاب ها

ای سوار دشتهای گلفشان

این دیار مرده را گردی برآر

از حصار قلعه ها بشکن طلسم

بایر فانوسها را گل بکار

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت 9:19 توسط شباویز| |


:قالبساز: :بهاربیست: