افسون زمین
اندیشه های یک زمینی
امشب شب جمعه است ( پنجشنبه شب ) . بعد از یه مدت نسبتا طولانی اومدم نشستم پشت سیستم و گفتم ویلاگ رو به روز رسانی کنم . راستش دیگه اون دل و دماغ اول رو ندارم خیلی وقته از خیلی چیزها غافل شده ایم و فاصله گرفته ایم . ماه مبارک رمضان رو در پیش رو داریم و وقت بسیار خوبیه واسه خودسازی . خیلی از دوستان گلایه کردند که چرا بهشون سرنمی زنم اگه بگم همش بخاطر مشغله کاریه که دروغ گفتم ولی خوب زندگیه و هزار و یک جور گرفتاری اما از داش ممد یا همون آقا محمد مظفری خودمون خیلی ممنونم که هنوز هم به کلبه مجازی من سر می زنند . دوستان خوبی داشتم و دارم خصوصا دوستان دوران تحصیل در دانشگاه اما خوب گویا همشون بعد از فارغ التحصیلی درگیر زندگی شدن و برخی هم که مرتب تو هوا سیر می کنن . اما مدتیه که جای نسیم رو تو وبلاگ خیلی خالی می بینم امیدوارم که همچنان زندگی موفقی داشته باشه و به مردم خصوصا بیمارانی که از راه دور بهش مراجعه می کنن خدمت رسانی کنه و شیرینی ما رو هم کنار بگذاره تا برسیم شهرشون و بخوریمش . ضمنا گوشی همراهم هنگ کرده بود یا چیزی مثله اون و کلی از شمارهام پاک شد واسه همین شماره خیلی از دوستان رو ندارم که بتونم باهاشون تماس بگیرم سپاسگزار میشم اسمشون با شمارشون رو واسم پیامک بزنن . بعضیای دیگه هم از بسکه این ایرانسل هم زیاد شده هی شماره عوض می کنن که آدمایی که مرتب شماره عوض کنن یعنی ریگی به کفش دارن . و اما مرد آن است که در زندگی و مرگ از پای ننشیند و اگر در زندگی نتوانست در مرگ از ستیزه باز نایستاد و کدامین موهبتی دردناک و سزاوار انسان است و می تواند به بهای نفی خود بر آن چیره گردد تا در مرگ تواناتر از زندگی باشد .
| :قالبساز: :بهاربیست: |


